همه ما تا به حال دچار خارش شدهايم. اين مشكل شايع گاهي آنقدر شديد ميشود كه حتي پزشكان نيز در درمان آن ناتوان ميشوندمطلبی از جام جم آنلاين به نظرم مفید آمدکه جهت استفاده دوستان دراین پست آمده است:
خارش در حقيقت نوعي احساسي است كه فرد را وادار به خاراندن به عنوان نوعي واكنش ميكند؛ هرچند همه ما ميدانيم در ناراحتيهايي كه با خارش همراه هستند، خاراندن چاره كار نيست، برعكس پوستي كه خود بهخود تحريك ميشود، با خاراندن آسيب بيشتري ميبيند؛ اما با اين وجود چارهاي جز خاراندن نداريم.
بسياري معتقدند احساس خارش غيرقابلتحملتر از احساس درد است. خارش ممكن است به صورت محدود يا منتشر، موقتي يا مداوم باشد.
علت واقعي خارش، اغلب ناشناخته است؛ اما بهطور كلي خارش ناشي از تحريك اعصاب پوستي است. خارش ميتواند علامتي از يك بيماري پوستي و يا يك بيماري داخلي يا مسائل عصبي رواني و يا تركيبي از اين حالات باشد.
بيماريهاي كبدي، يرقانهاي انسدادي، ديابت، كمكاري و پركاري تيروئيد، كمخوني، فقرآهن، بعضي بيماريهاي انگلي و بعضي سرطانها ميتوانند سبب خارش شوند. از شايعترين علل خارش، نارسايي كليه است كه موجب خارشهاي شديد و غيرقابل كنترل ميشود.
واكنش حساسيتي نسبت به فلزي خاص، عطر و اسانس، التهاب مزمن پوست و نيش حشرات و بيماريهاي پوستي شديد مانند اگزماي پوستي نيز ميتواند با خارش همراه شوند.
در کنار عزاداری معقول و جالب توجه در خیابانهای اطراف حرم ،متاسفانه باز هم صدای طبل وسنج های بزرگ و کوچک اعصاب همه را مختل میکرد. معلوم نیست صدای گوشخراش این وسایل چه حسنی برای عزاداری خواهدداشت . متاسفانه درکوچه های اطراف حرم در پشت بام بعضی از محل اسکان هیئتهای عزاداری با شمشیر و یاچوب بر سرشان میزدند که این هم سوال برانگیز و تاسف باربود؟!