تبليغاتX
هدا
چه شخصیتی دارید ؟
با سلام حضور دوستان ،دراین پست جهت تنوع هم که شده تستی ارائه می نمایم که این تست فقط 3 پرسش دارد و جوابها شما را شگفت زده خواهند کرد.
یک قلم و کاغذ بردارید و جواب ها را بنویسید.
این یک تست صادقانه است که اطلاعات زیادی از خودتان به شما می دهد.

 حالا شروع کنید.....!!!

1- نام های این حیوانات را به ترتیب علاقه خود قرار دهید :

گاو
ببر
گوسفند
اسب
خوک

2- یک کلمه برای توصیف اسامی زیر بنویسید :

سگ
گربه
موش صحرایی
قهوه
دریا

3- به کسانی فکر کنید (کسانی که شما را بشناسند وبرای شما مهم باشند) و آن ها را به رنگ های زیر ربط دهید (افراد تکراری نباشند. برای هر رنگ،نام یک فرد).


زرد
نارنجی
قرمز
سفید
سبز
 حالا تعابیر و تفاسیر جواب هایتان را بخوانید:

ادامه مطلب
+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت13:4توسط میرمحمداعلم الهدا |
نگاهی به ساماندهی جدید در آموزش وپرورش

دستورالعمل جدید ساماندهی درآموزش وپرورش موجب تغییرات زیادی در بدنه و نحوه مدیریت آن خواهدشد که توجه دوستان را به قسمتهایی از آن جلب می کنم:

 مدارس و کلاسهای زیر 15 نفر تعطیل خواهند شد که با توجه به عدم امکان خرید خدمت آموزشی از افراد حقیقی و مؤسسات آموزشی در روستاها و مناطق دوردست، عملاً موجب بازماندن از تحصیل دانش آموزان مناطق محروم و روستاهای پراکنده کشور با آمار تقریبی یک میلیون نفر دانش آموز می شود که این مخالف قانون اساسی و عدم اجرای عدالت آموزشی است .
از سوی دیگر، حذف اضافه کاری و ممنوعیت انجام حق التدریس در اوقات فراغت برای کارکنان اداری آموزش و پرورش و مدیران مراکز آموزشی براساس این دستورالعمل تأثیرات منفی قابل ملاحظه ای در نظام تعلیم و تربیت خواهد داشت.
گفتنی است پذیرش مسئولیت های اداری و مدیریتی توسط نیروهای آموزشی موجب حذف برخی ردیف ها در حقوق و افزایش ساعات کار آنها به بیش از دو برابر و تحمل مشکلات کارهای اجرایی خواهد شد که در این حالت بازگشت نیروهای مدیریتی به بخش آموزش امری طبیعی و قابل پیش بینی است و به نظر می رسد پیشنهاد اینکه در صورت وقوع این اتفاق، برای انجام کارهای اداری و مدیریتی نیروی اداری استخدام شود، غیرکارشناسانه باشد. 
بازنشستگی عادی و بازنشسته نمودن پیش از موعد با آمار تقریبی دو برابر بازنشستگان عادی و عدم استخدام درصدی از نیروهای بازنشسته بعنوان جایگزین و کاهش میزان حق التدریس باعث به تعطیلی کشیده شدن تعداد زیادی از کلاسهای مدارس شهر و روستا خواهد شد.
براساس بخش دیگری از مفاد این دستورالعمل، اخراج 20درصد از کارکنان قراردادی کار معین که بعد از سالها اشتغال به کار اخیراً قراردادشان رسمی شده است و همچنین تقلیل اعتبار پرداخت حقوق عوامل شرکتی که نوعاً مستخدمین مدارس بوده و موجب شده که در سال فقط به مدت 5/8 ماه حقوق دریافت دارند، علاوه بر اینکه زمینه اخراج گروهی از آنان را فراهم نموده است، از هم پاشیدگی خانواده ها و نابسامان شدن امور خدماتی و عدم امکان حفاظات از اموال مدارس را به دنبال خواهد داشت. اینمورد باعدالت و تامین اجتماعی در تضادبوده ودرصورت عملکرد صحیح دیوان عدالت اداری و یا مراجع ذیصلاح قانونی، به احتمال زیاد آموزش و پرورش محکوم خواهد شد.
در بخش دیگری از این دستورالعمل مدیران مدراس به تدریس 10 ساعت در ساعات مدیریت خویش بدون تخصیص هیچگونه امتیاز موظف شده اند و 3 معاون در مدارس با نسبت دانش آموزی حدود 400 نفر به یک معاون تقلیل یافته است که این تغییرات می تواند هرج و مرج آموزشی و پرورشی و آسیب های جانی و مالی برای دانش آموزان در آموزشگاه ها را در پی داشته باشد.
همچنین با توجه به اینکه 80 درصد دانش آموزان در مدارس با شاخص آماری بین 150 تا 436 نفر دانش آموز در مدارس ابتدایی و 326 نفر در مدارس متوسطه تحصیل می کنند، تقلیل معاونان این مدارس به یک معاون و نامگذاری آن بعنوان معاون پرورشی و تحمیل همه مسئولیت های آموزشی و اداری مدرسه به او و در مقابل حذف ردیف هیأت استخدامی مربیان پرورشی و عدم وجود بودجه حق التدریس برای جبران ساعات پرورشی، به کاهش فعالیت های پرورشی در مدارس منجر خواهد شد که مخالف رهنمودهای رهبری و مصوبات مجلس در احیاء معاونت پرورشی است.
حذف ردیف پذیرش دانشجو در سال تحصیلی 87 برای مراکز تربیت معلم نیز از نکات منفی این دستورالعمل می باشد. 
اعلام اعتبار سه ماه اول سال مالی 87 مبنی بر پرداخت قسمتی از مطالبات فرهنگیان با یک پنجم اعتبار مورد نیاز و نادیده گرفتن پرداخت سرانه غذایی مدارس شبانه روزی، بیمه عمر سهم کارفرما و هزینه های جاری ادارات نظیر سوخت خودرو، آب، برق، گاز، تلفن، لوازم اداری، اضافه کاری کارکنان ادارات و عوامل اجرایی مدارس، حق الزحمه امتحانات خردادماه، حق الزحمه معلمان و کارکنانی که در نوبت دوم مدارس مشغول به اضافه کاری هستند، وجه لباس مستخدمین و ... از دیگر نکات سؤال برانگیز این دستورالعمل است.
ظاهرا شنیده می شود وزیر آموزش و پرورش قرار است اصلاحات جدیدی در ساماندهی وارد کندولی فعلا این دستورالعمل از خردادماه ابلاغ شده است.

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت10:10توسط میرمحمداعلم الهدا |
قلعه بابک معضلی برای منطقه!

پنج شنبه جهت انچام امورات اداری به هوراند رفته بودم که موقع برگشت متوجه شدم راههای منتهی به کلیبر را بسته اند و به شدت ضمن بازدید ماشینها و ثبت مشخصات راننده و همراهان او، از رفتن به اطراف قلعه بابک آنها را باز می داشتند .ماشینهایی هم که بعد از رفتن به کلیبر به طرف پارک جنگلی می رفتند را هم بازمی گرداندند؟!  حالا نمی دانیم این چند تکه سنگ برجامانده بر روی کوه چرا به جای جذب سرمایه برای منطقه باعث گرفتاریهای موجود شده جای بحث دارد؟ همه معتقدند اگر این قلعه بجای آذربایجان مثلا در جایی مثل اصفهان و شیراز بود حالا تبدیل به یک مکان تاریخی مهم و جزو آثار باستانی می شد که مردم را برای دیدن آنجا دعوت هم میکردند.

در توضیح علت جلوگیری مردم و توریستها برای بازدید از این مکان ، سوء استفاده عده ای را مطرح می کنند که باعث ایجاد ناامنی می گردد و این خود نشانه ضعف نیروی های انتظامی می باشد که  چند نفر به اصطلاح آنها اوباش مزاحم دیگران میشوند و آنهمه نیروی بسیجی و انتظامی از مدیریت و اداره آنها عاجز!؟

چرا برای جلوگیری از رفتن مردم به جنگلهای اطراف کلیبر از تبریز گرفته تا مرند و جلفا و اهر و کلیبر و پارس آباد نیرو پیاده می کنند ،در حالیکه با کمتر از نصف این همه نیروی بسیجی و انتضامی میتوان نظم را بر کل منطقه برقرارکرد!  

+نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت14:50توسط میرمحمداعلم الهدا |
قطع برق

این روزها در کنار مشکل گرانی و گرفتاریهای مردم ، قطعی برق اعصاب همه را خط خطی کرده است . در کنار بحث صرفه جویی در ادارات که موجبات عدم تهیه امکانات نگهداری از رایانه ها را فراهم کرده ، قطع ناگهانی برق موجب صدمه دیدن برنامه های رایانه ها شده و عملا چندین ساعت کار اداری را مختل می سازد.ظاهرا معنای یهره وری و صرفه جویی برای مسئولان کشور مفهومی دیگر دارد ! آیا کارمندان در زمان اداری  بیکار و سرگردان باشند بهتر است یا فعال و بهره ور؟

+نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت8:46توسط میرمحمداعلم الهدا |
بازگشت به وطن

بالاخره پس از ۲۱سال خدمت در مناطق محروم و دور از وطن زیستن برایم پایان یافت و توانستم به اهر منتقل شوم البته مثل "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد " درکار من مصداق پیدا کرد ولی ترجیح می دهم در این مورد توضیحی ندهم  دوستان متوجه برخی از مسائل هستند.

بنظر میرسد بازگشت به وطن برای هرکسی مسرت بخش باشد ولی حداقل در یک مورد برای چند روزی سرگردان بودم . مشخص است که ۲۱سال برای آموزش وپرورش کار کردن و فاقد مسکن بودن چه حالی داره ؟! در پی یافتن مسکنی هر چند کوچک به چند بنگاه  املاک شهر مراجعه کردم و انصافا خوب مرا تحویل گرفتند فقط پوزخنده هایی که درمقابل یافتن مسکنی حول وحوش قیمت ۲۰میلیون نثارم میکردند بشدت آزارم می داد.تازه معنای عدالت و مهرورزی دولت کریمه را درک کردم ! با لاخره ۷میلیون هزینه رهن را جور کرده و به حساب صاحبخانه واریز نمودم تا حداقل برای یک سال در یک خانه قدیمی ساکن باشم و قدری از اعتراضهای اهل منزل را پاسخ داده باشم. با این وضع مملکت و گرانی و کاهش درآمدهای کارمندان معلوم است که سال بعد بدتر و سخت تر از امسال خواهد بود و در آخر هیچ ملالی نیست و مسئولان محبوب کشورمان را سلام برسانید.. 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت10:57توسط میرمحمداعلم الهدا |
تورم در ایران
مطلبی تحت عنوان مقايسه جالب سطح تورم در ايران و كشورهاي منطقه و جهان در سایت عصرایران توجهم را جلب نمود که جهت ملاحظه دوستان دراین پست استفاده می شود:

سطح نگران كننده تورم در ايران، در شرايطي بدتر از 175 كشور جهان و حتي بدتر از كشورهايي مثل ناميبيا، چاد، بنين، كنگو، توگو،‌ هندوراس و ... است كه درآمدهاي نفتي ايران به بي سابقه ترين سطح خود در تاريخ رسيده و به علاوه صادرات غيرنفتي نيز، بنا به اعلام مسوولان ركورد كل تاريخ صادرات كشور را شكسته است و دولتمردان نيز از شكوفايي رو به رشد اقتصاد كشور خبر مي دهند.

آخرين آمار اعلام شده از سوي صندوق بين المللي پول نشان مي دهد هرچند تورم يك پديده جهاني به شمار مي رود و ايران نيز طبيعتاً از آثار تورم بين المللي متأثر است ، اما مقايسه تورم در بين كشورهاي جهان نشان مي دهد ميزان تورم در ايران بسيار فراتر از نرم جهاني است به گونه اي كه تنها چهار كشور فقير اريتره،گينه، ميانمار و زيمباوه، تورمي بيش از ايران دارند و 174 كشور تورمي كمتر از ايران و گاه در حد صفر و زير يك در صد دارند.
از بين 180 كشور جهان كه صندوق بين المللي پول اطلاعات تورمي آنها را منتشر كرده است، دو كشور ژاپن و نيجر داراي تورم "صفر" هستند و 5 كشور ديگر از جمله بوركينافاسو تورم زير يك درصدي دارند.

در حالي كه طبق آمار اعلام شده، تورم در ايران 19 در صد است، 156 كشور جهان تورم يك رقمي دارند و اين، نشان مي دهد تورم دو رقمي، پديده چندان فراگير و متعارفي در جهان امروز به شمار نمي رود و تنها كشورهايي چون ماداگاسكار (10 درصد) ، مصر (10.9)، زامبيا (11.3)، (اوكراين 11.5)، (آنگولا 11.9)، يمن(12.6)، اتيوپي(17.8)، ونزوئلا(18) و البته ايران را شامل مي شود .

نكته قابل توجه اينكه سطح تورم در كشورهاي پيراموني ايران نيز بسيار پايين تر از كشورمان است و ايران در منطقه يك استثنا به شمار مي رود و لذا نمي توان تورم موجود در كشور را به مسائل اقتصادي منطقه نيز نسبت داد.

طبق اين آمار تورم در كشورهاي منطقه بدين شرح است:

كويت:‌2.6
عربستان:3
لبنان:3.5
ارمنستان:3.7
عمان:3.8
اردن:5
تركمنستان:6.5
سوريه:7
پاكستان:7.8
تركيه:8.2
افغانستان:8.3
تاجيكستان:9.9

تنها دو كشور همسايه ايران داراي تورم دو رقمي و البته پايين از ايران هستند: قطر(12 درصد)‌ و جمهوري آذربايجان(16.6).

سطح نگران كننده تورم در ايران، در شرايطي بدتر از 175 كشور جهان و حتي بدتر از كشورهايي مثل ناميبيا، چاد، بنين،كنگو، توگو،‌ هندوراس و ... است كه درآمدهاي نفتي ايران به بي سابقه ترين سطح خود در تاريخ رسيده و به علاوه صادرات غيرنفتي نيز، بنا به اعلام مسوولان ركورد كل تاريخ صادرات كشور را شكسته است و دولتمردان نيز از شكوفايي رو به رشد اقتصاد كشور خبر مي دهند.

با توجه به مستندات فوق، هرچند مي توان بخشي از تورم را ناشي از تأثيرات بين المللي بر اقتصاد ايران و نيز مسائل سياسي ناشي از تحريم ها دانست و توجیه کرد اما نمي توان سهم دولت را در تحميل اين تورم كمرشكن بر مردم ايران ناديده گرفت.

سال گذشته رئیس کل بانک مرکزی ایران به صراحت اعلام کرد که میزان نقدینگی دو سال اخیر معادل کل نقدینگی 45 سال گذشته بوده است!

طهماسب مظاهری در توضیح این مطلب گفت: کل نقدینگی ایجاد شده از سال 1339 (زمان تاسیس بانک مرکزی) تا مرداد سال 1384 بالغ بر 70 هزار میلیارد تومان بوده است، اما از مرداد 1384 تا مرداد 1386 این رقم به بیش از 142 هزار میلیارد تومان رسیده است.

بديهي است اين حجم عظيم از نقدينگي را كشورهاي خارجي به زور وارد چرخه اقتصادي ايران نكرده اند بلكه سياست هاي نادرست اقتصادي دولت خودمان آن را پديد آورده و گراني هاي زايد بر حد متعارف جهاني را در كشور به وجود آورده است و اين در حالي است كه طبق برنامه چهارم توسعه، قرار بود سطح تورم در سال 88 به 9.9 در صد برسد ولي اين برنامه با روي كار آمدن دولت نهم عملاً ناديده گرفته شد و مجلس هفتم نيز اعتراض مؤثري در مقابل اين مساله از خود نشان نداد و در نهايت كار به جايي رسيد كه اكنون حدود دو برابر ميزان پيش بيني شده ، دچار تورم هستيم .

نگاهي به فهرست كشورهاي فقير و گمنامي كه تورمي بسيار پايين تر ايران دارند بيندازيد: آيا اين وضعيت شرم آور نيست؟ و آيا حق مردم ايران تورم 19 در صدي و  قرار گرفتن در كنار فقراي اريتره و گينه اي است؟
ولی با وضعیت فعلی اقتصاد کشورمان، به خوبی می دانیم که تورم خیلی بالاتر از رقمی است که دولت اعلام میکند.بالاخره آمدن نفت بر سر سفره مردم و مهرورزی و عدالت گستری این مسائل را در پی داشته که شاید این هم جای شکر داشته باشد و خدا عاقبتمان را به خیر کند! 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت11:20توسط میرمحمداعلم الهدا |
هفته معلم

فرا رسيدن هفته معلم بر همكاران عزيز و گرامي مبارك باد.

بياييد چند جمله خوب كه در مورد معلم و وظايفش گفته شده را مرور كنيم:

معلمي فقط يك حرفه نيست، يك شغل نيست بلكه عشقي الهي و آسماني است. همواره چنين بوده و خواهد بود پس هر روز، روز معلم است .

 معلم، يعني كسي كه براي معلمي خلق شده و شايستگي اين شغل مقدس و لياقت اين مقام و منزلت عالي را داشته باشد، بسيار گرانبها و عزيزالوجود است.
چنين نيست كه هر كس ايامي چند درس خواند و خط و سوادي به هم رسانيد، يا دست بالا به مقام اجتهاد قديم يا دكتراي جديد هم رسيد، واقعاً شايسته ايفاء وظيفه و شغل خطير معلمي باشد.

معلم در مقابل كار پرزحمت خود پاداش مادي ناچيزي دريافت مي كند، اما چيزهاي ديگري دريافت مي كند كه جنبه مادي ندارد و كساني كه در مشاغل ديگري كارمي كننداز دريافت آن محروم مي باشندوآن عبارتست از:
-معلم كسري درآمد خود را با لذات معنوي جبران مي كند، زيرا لذتي بالاتر از آن وجود ندارد كه انسان بتواند شخصيت و تكوين منش افراد را سامان دهد. و اين كار معلم است. لذتي كه معلم از آدم سازي، يعني باز كردن چشم و گوش كودكان و جوانان و آشنا ساختن ايشان به رموز علم و پرورش قواي عقلي و اخلاقي آن ها مي برد، بيشتر از لذتي است كه مهند س و معمار از ساختن يك بناي تازه يا اديب و صنعتگر از ايجاد يك اثر ادبي و صنعتي مي برد.
-معلم هر قد جلوتر مي رود بيشتر به نواقص علمي خود پي مي برد و علاقه مند است كه نواقص وجود خود را رفع كند و كمالات اخلاقي و علمي را درك كند و در حرفه معلمي مي تواند به اين هدف دست يابد.
- معلم به تدريج اين عقيده را پيدا مي كند كه هيچ كاري پر مغز تر از كارهاي علمي نيست و اگر عادت به مطالعه كرده باشد، به هيچ قيمتي كار خود را با كارهاي اداري كه از نظرش ماشين وار جلوه مي كند، عوض نخواهد كرد..
-كوشش كنيد تا مدرسه براي فرزندان ما، زندان و درس براي ايشان عذاب نباشد. بدين معني كه تلاش كنيد مدرسه از نظر ساختمان و فضاي سبز و بهداشت و نور و رنگ بسيار با صفا و دلپذير باشد. بطوري كه دانش آموزان همواره از ورود به مدرسه شادمان شوند.
- رفتار معلمان، معاونان، مديران مدارس چنان باشد كه همه دانش آموزان را جذب نمايند. نمي گويم كه ابهت و هيبت نداشته باشند، بلكه اين حشمت و هيبت توأم با مهر و محبت باشد.
درس اديب اگر بود زمزمه محبتي
جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را.
-درس را بايد با شادي و مسرت توأم ساخت، مطالب بايد با فهم دانش آموزان متناسب باشد، مخصوصاً معلمان بايد مطابق ذوق و استعداد و هوش دانش آموزان و حتماً به زبان ايشان تدريس كنند، زيرا اين پند بزرگ، يكي از اصول تعليم و تربيت است :
چون سروكار تو با كودك فتاد
پس زبان كودكي بايد گشاد.
-گفتار و كردار معلم بايد آميخته با ادب و كمال باشد، آنچه مي گويد و آنچه عمل مي كند بايد براي
دانش آموزان سرمشق باشد.
پاكيزگي، ادب، حسن خلق، راستي و درستي، نيكوكاري و شرافتمندي و صفات برجسته ديگر چيزهايي است كه اگردانش آموزان از معلمان، يعني پيشوايان فكري خود ببينند، صد چندان بهتر مي آموزند تا كتاب يا از واعظ و معلم بي عمل بشنوند.

اين جملات در وصف معلم و يا وظايفش و هزاران مورد مشابه ديگر مدنظر دولت كريمه است .بهتر است معلمان فقط به اينگونه سخنان توجه كنند و به مشكلاتي از قبيل نداشتن مسكن ، نداشتن امكانات مالي جهت تامين مايحتاج و پرداخت قبوض و وام و بدهي و بيماريهاي خود و خانواده اش و....فكري نكنند چون در شان معلم نيست كه به ماديات بپردازد !؟ آن حقوقي را هم كه به زحمت با هزاران منت و كسري بودجه به او مي پردازند را با روي خندان بپذيرندو بر مسئولان زحمتكشي كه به ياد معلم هستند دعا كنند!  

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت20:35توسط میرمحمداعلم الهدا |
خبری از انتخابات

به نوشته سایت حامیان دکترحمادی هیچ بررسی قابل توجیه از صحت انتخابات حوزه کلیبر صورت نگرفته و بالاخره بدون بازشمارش آرا و بررسی تعرفه ها، انتخابات این حوزه تایید شد. من اصولا تا حال این چنین درگیر انتخابات نبودم ولی با ثبت نام دکترحمادی  که نه تنها برای من بلکه به گواه خیل عظیمی از مردم منطقه به درستکاری و ایمانش شکی نبود آلوده بحث انتخابات شدم و عملا درگیر جریاناتی بودم که مسئولین طرفدار و یا بهتر بگویم منصوب شده وتحت حمایت نماینده قبلی جهت پیروزی در انتخابات بوجود آورده بودند!واقعا بحث اینکه انتخابات چطور برگزار شد و چه مسائلی پیش آمد از حوصله حقیر به دور است ولی امیدوارم حقوق مردم مظلوم ومحروم منطقه نادیده گرفته نشود و هر کس تحت هر عنوان و مقامی که کسب نموده است حداقل خدا را در نظر داشته باشد و بداند که سایه مرگ و رفتن از این دنیای مادی به هرکسی نزدیکتر از هرچیز است .چرا به خاطر دنیا و مقام دنیوی دیگران را تهدیدکنیم؟افراد کارآمد را ازمیدان بیرون کنیم؟ و...

قبلا هم در یادداشتهایم به یاد خدا اشاره ای داشتم و همیشه معتقدم هر خلاف ، بی عدالتی ،حیله ومکری از فراموشی خدا ناشی میشود . فقط ذکر ویاد خدا آرامش دهنده قلبهاست و بیاد داشتن اینکه خدا درهرلحظه ومکانی شاهد وناظر ما میباشد در انجام امور خیر یاریمان خواهدنمود.                                    

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت21:29توسط میرمحمداعلم الهدا |
سخنان اعلمی درروز يكشنبه بیست و پنجم فروردین87

اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز در مجلس سومين ناطق پيش از دستور جلسه علني  مجلس شوراي اسلامي با اشاره به وجود دو نوع حكومت خوب و بد گفت: فارغ از نوع و ماهيت حاكميت‌ها از ديرباز تاكنون عملكرد حكومتها را به حمكراني خوب و بد تقسيم كرده‌اند، در نزد يونانيان مجموعه الهه‌هايي كه مظهر جنگ و تبعيض ستيزي بي نظمي بوده‌اند، حكومت بد را تشكيل مي‌دهند، اين دسته فاقد پدر بوده و مستقيماً از ظلمت و تاريكي زاده مي‌شدند، اما پس از آنكه زئوس خداي خدايان تميس را به همسري خود اختيار مي‌كند، الهه عدالت زاده مي‌شود و به همراه خواهران خود كه نتيجه همين وصلت هستند، پايه‌هاي حكومت خوب را پي ريزي مي‌كنند.
وي در ادامه گفت: اگرچه اين حكايت افسانه‌اي بيش نيست، اما حكمراني خوب و بد واقعيتي است كه نظريه پردازان معاصر و برنامه توسعه ملل و همچنين بانك توسعه آسيا نيز فهرستي از مشخصات و ويژگي‌هاي حكمراني خوب را بر شمرد‌ه‌اند، تا از اين طريق بتوان حكمراني خوب را از بد آن تميز داد، قرآن نيز حكومت را به طاغوت و الله تقسيم‌ كرده و پيامبر از آن به عنوان حق و ابليس و مولا علي (ع) به زيبايي آن را به نيك كردار و بدكردار تفكيك مي‌كند.
نماينده مجلس هفتم در ادامه با اشاره به مهم نبودن اسم حكومت هاگفت: پس به مشترك بينش اسطوره‌اي يونانيان، ديدگاه اسلام و نظريه پردازان و نيز معادله‌هاي مؤسسات و نهادهاي بين المللي در مورد حكمراني خوب، اين است كه لازمه استقرار حكومت خوب معطوف و منحصر به تحقق عدالت و اجتناب از هرگونه ظلم و تعدي است. لذا از اين منظر شكل و قالب حكومت و اينكه نام حكومت، جمهوري اسلامي، رژيم شاهنشاهي و يا جمهوري دموكراتيك و مظاهر آن باشد، مهم نيست مهم آن است كه محصول و رويكرد اين حاكميت منطبق بر ظرف و قالب منتخب و لاجرم مطابق خواستگاه ملت و توأم با انصاف و عدالت باشد، در غير اين صورت مانند آن است كه نام بخيل را احسان و حاتم طايي و نابينا را چراغعلي بگذارند.
وي تصريح كرد: به اين اعتبار چه بسا حكومت‌هايي بوده‌اند كه نام اسلام را به عنوان پيشوند يا پسوند خود اختيار كرده‌اند، اما به دليل كارنامه اعمالشان گرفتار نفرين ابدي بشر شده‌اند و بر عكس حكومت‌هايي نيز بوده و هستند كه بدون داشتن پيشوند و يا پسوند اسلامي فقط به خاطر تأمين رضايت مردم خود و استيفاي حقوق آنها براي هميشه در خاطره‌ها ماندگار شده‌اند و پيوسته از آنها به نيكي ياد مي‌شود.
اعلمي با بيان اينكه معصومين حكومت‌هاي بد را نابود شدني دانسته اند، گفت:در واقع آنچه به حكومت‌ها ارزش داده و آن را در زمره‌ حكومت‌ هاي خوب قرار مي‌دهد، ميزان پايبندي زمامداران و كارگزاران اين حكومت‌‌ها به تحقق حق و عدالت و دوري از ظلم و تبعيض و رضايتمندي مردم آن است و اين همان واقعيتي است كه در كلام معصومين نيز تجلي مي‌يابد.
نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم خاطرنشان كرد: از آنجا كه حد فاصل ميان حكمراني بد و خوب به فاصله ميان ظلم و عدالت مي‌باشد، پر واضح است كه هر گونه غفلت از اين واقعيت حتي مي‌تواند كساني را به گمان انقلابي بودن و عدالت خواهي و خود را حقيقت مطلق پنداشته‌اند، تصدي عاليه امور در كشور انقلاب ديده‌اي نظير ايران را، عهده دار هستند، به ضد انقلاب و ضد آرمان‌هاي انقلابي تبديل كرده و بدين وسيله يك انقلاب و نظامي را كه با پشتوانه آراي بيش از 90 درصد شهروندانش حيات يافته‌ است، از درون استحاله و فرجام آن را به فنا و نيستي رهنمود سازد.
وي در ادامه با اشاره به تقابل ضد انقلاب مصطلح با انقلاب‌ها امري طبيعي دانست و گفت: تاريخ نشان داده‌ است كه انقلاب‌ها بيش از آنكه بر اثر كارشكني و چالش ضد انقلاب‌ به زانو درآيد در اثر انديشه و عملكرد انحرافي آن دسته از انقلابيون و زياده خواهان و ميراث خواران، شكست خورده است كه براي حفظ قدرت و متناسب با كج فهمي و ذائقه خويش شعارهاي انقلاب را استحاله كرده و به عنوان آرمان‌هاي انقلاب به خورد آن دسته از نسلي دادند كه يا انقلاب را نديده‌ و يا با آن بيگانه‌ هستند و جالب آن است كه استحاله هر انقلابي با حفظ ظاهري اصول اوليه آن و افزوده شدن تبصره نانوشته‌ي نه براي همه و الحاق آن به منشور و 10 فرمان آن انقلاب روي داده‌ است.
اعلمي خاطرنشان كرد: اگر بيش از آن امري خوب يا بد محسوب مي‌شد، نانوشته‌ي نه براي همه كه ناشي از اراده صاحبان قدرت است، خوب را بد و بد را خوب تفسير و به نحوي به توجيه رفتار حاكمان مبادرت كرده است و از اين طريق منشاء همه انحرافات همه‌ي انقلاب‌ها از اصول اوليه‌اي شده است‌ كه دستيابي به آنها موجب و موجد آن انقلاب بوده است.
اين نماينده با اشاره به پرداختن برخي كتب به اين سنت گفت: جورج اورول در كتاب (مزرعه حيوانات) و بيرينتون در كتاب ارزشمند (كالبد شكافي چهار انقلاب) به خوبي به بررسي اين سنت ناميمون و مشترك همه انقلاب‌ها و نتايج حاصل از آن پرداخته است تا براي همه درس عبرتي شود.
اعلمي گفت: حال اگر منصفانه به واكاوي اجمالي بايد‌ها و نبايد‌هاي انقلاب اسلامي بپردازيم، به وضوح مي‌توان فاصله انقلاب تا زوال و انحطاط احتمالي آن را سنجيد و به معناي واقعي ملتزم و ناملتزم به اسلام و نظام موعود جمهوري اسلامي پي برد. همان عاملي كه به ناحق دست آويزي براي شوراي نگهبان شده‌ است تا فرزندان و مدافعان راستين اين مرز و بوم از ورود به خانه‌اي كه متعلق به اين ملت است، محروم نمايند.
وي گفت: سند جمهوري اسلامي و منشور انقلاب قانون اساسي است و با وجود الحاق تبصره‌ها پس از بازنگري به قانون اساسي بعد از انقلاب، همچنان قابل استناد بوده و لذا مي‌تواند به عنوان يك شاخص خوب كاشف آرمان‌هاي اوليه انقلاب و تعهدات مهندسي نظام موعود باشد. طبق اين سند بانيان انقلاب و نظام تعهد كرده‌اند كه هيچ مقامي حق ندارد به عنوان استقلال و تماميت ارضي كشور، آزادي‌هاي مشروع را هر چند با وضع قوانين سلب كنند.
اعلمي در ادامه سخنان پيش از دستور امروز مجلس با اشاره به اينكه خدا انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است، گفت: هيچ كس نمي‌تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند. پيمان بسته‌اند كه امور كشور بايد به اتكاي آراي عمومي و از راه انتخابات اداره شود و مردم ايران از هر قوم و قبيله‌اي كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند. در نظام موعود نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند و تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي‌توان به خاطر داشتن عقيده‌اي مورد تعرض قرار داد.
وي تصريح كرد: در نظامي كه من و همفكرانم همچنان به آن التزام عملي داريم، هر نماينده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلي و خارجي كشور اظهار نظر نمايد و نمي‌توان آنها را به خاطر اعلام نظرشان مورد تعقيب و توقيف قرار داد. به موجب اين سند تشكيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها نه در پيروي از دست‌اندركاران حكومت و براي مجيز گويي‌ و تائيد و توجيه عملكرد متصديان امور، بلكه براي اعتراضات مشروع و غير مسلحانه به رفتار حاكمان و مطالبه حقوقشان آزاد است.
اعلمي سخنان بنيانگذار اين نظام را حجت دانست و گفت: در نظامي كه اكثريت قابل توجه يك ملت براي ايجاد استقرارش قيام كرده و براي حفظ آن ده‌ها هزار شهيد و جانباز تقديم كرده‌اند، پذيرش ظلم، همان قدر قبيح است كه وارد كردن آن در نظام دلخواه منتقدين مشوق وعده‌هاي بنيانگذار اين نظام حجت است. آنجا كه مي‌گويد: (در منطق رژيم گذشته آزادي يعني به زندان كشاندن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاه‌هاي تبليغات بود و در آن منطق تمدن و ترقي يعني تبعيت تمام شريان‌هاي مملكت از فرهنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه‌هاي قانونگذاري و قضايي و اجرايي از يك مركز واحد محسوب مي‌شد.)
وي گفت: در نظامي كه ما به آن ملتزم هستيم در شرايطي كه يك فرد عادي به دليل انتساب يكي از اعضاي خانواده‌اش به يكي از گروه‌هاي غير قانوني در هزار توي گزينش‌ها گرفتار شده و اجازه نمي‌يابد حتي به عنوان يك كارمند در اداره‌اي مشغول به كار شود، به طريق اولي شخصي كه پسرش جزو سازمان مجاهدين خلق بوده و در بهمن سال 60 در اثر درگيري با پاسداران كشته شده و عروس وي نيز پس از متواري شدن به خارج از كشور، در بالاترين رده‌هاي سازمان مذكور به فعاليت ادامه مي‌دهد، مجاز نيست تا با قرار گرفتن در رأس نهادي و به كمك همفكرانش در جايگاه خدايي، در چشم بر هم زدني فرزندان كشور را به بي ديني متهم كند.

اعلمي خاطر نشان كرد: در نظام مطلوب ما و بحكم النصيحه لائمه المسلمين، دعوت به خير امر به معروف و نهي از منكر بيش از هر چيز به عنوان وظيفه‌اي بر عهده مردم نسبت به دولت به كار گرفته مي‌شود، نه اينكه چند نفر به اعتبار قدرتي كه ناشي از اراده مردم است، همواره با استفاده از همه تريبون‌هايي كه متعلق به مردم است، يك طرفه موعظه كرده و خود را از پند ديگران بي‌نياز بدانند.
وي با استناد به ذيل اصل 107 قانون اساسي، رهبري را با ديگران در مقابل قانون برابر دانست و گفت: در نظام مطلوب و دلخواه ما براي تحقق آزادي حداكثر فرد و تضمين حقوق اوليه او در اجتماع، همه بايد تن به قانون داده و قانون را به عنوان منشأ بايد‌ها و نبايد‌ها و فصل الخطاب بپذيرند. به همين سبب ذيل اصل 107 قانون اساسي حتي رهبري هم در برابر قانون با سايرين يكسان است و اين امر مستلزم آن است كه قانونگذاران نظام با تدوين مدل‌هاي عادلانه براي ساختار توزيع قدرت از هرگونه اعمال نفوذ قدرتمندان به نفع خود جلوگيري كرده و براي متصديان مقامات سياسي و اجتماعي به ازاي برخوردار شدن از هرگونه حق و اختياري برابر اعمال، اقتدار تكاليف قانوني در نظر گيرند، تا در صورت سوء مديريت و تخطي از وظايف قانوني‌اش در هر سطحي كه هست او را متهم كرده و با احراز اتهاماتش محكوم به پرداخت غرامت كند، برابر بودن رهبر در برابر قانون به اين معنا است كه هيچ كس فراتر از قانون نيست و از همان حقوق شهروندي برخوردار است كه يك فرد عادي بهره‌مند است.
نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم تصريح كرد:هر مقامي كه از قانون تخطي كرده و باعث ضايع شدن حق شده است آن فرد حق دادخواهي و اعلام شكايت دارد و اينان بايد در همان دادگاهي محاكم شوند كه من و امثال من محاكم مي‌شويم. همچنان كه علي (ع) در اثر شكايت يك يهودي در نزد قاضي منصوبي، محاكمه مي‌شود كه افراد عادي محاكمه مي‌شوند.

وي گفت:بنابراين هر تفكر مخالف اين معيارها مغاير با آرمان‌هاي انقلاب و خاستگاه نظام معهود و مصداق واقعي ضد انقلاب است كه متأسفانه در برخي از اركان نظام رسوخ كرده است. لذا احتجاج عمده ما به تعبير شوراي نگهبان ناملتزمين به اسلام و نظام آندسته از ضد انقلابيون واقعي درون حاكميت كه خود را ملتزم به اسلام و نظام و انقلابي‌تر از ديگران مي‌پندارند، اين است كه تنها راه حفظ انقلاب و پيشگيري از تبديل شدن آن به ضد خود اين است كه مجلس به عنوان منحصر بفردترين پايگاه و سخنگاه مردم در درون حاكميت كه مي‌توانند از طريق آن و به كمك نمايندگان منتخب خود با حاكميت سخن گفته و بجاي مغازله‌هاي عاشقانه، دولتمردان را براي استيفاي حقوق خود و بازگرداندن به مسير واقعي آرمان‌هاي موعود به چالش فرا بخوانند، واقعاً در اختيار خود آنان باشد.
نماينده مجلس هفتم با اشاره به دور دوم انتخابات مجلس هشتم گفت:مردم به افراد ريشه‌داري رأي دهند كه راه خدمت به مردم را هموار مي‌سازند نه حمايت از دولت را، در واقع نمايندگان قادرند با مشاهده هرگونه انحرافي سربزنگار گريبان دولتمردان و كارگزاران نظام را گرفته و آنان را وادار به تمكين از آنچه بيان بنمايند كه با پذيرش هر نوع محروميت و خطر و تهديدي دفاع از حقوق ملت به شرح مفاد سوگند‌نامه‌اي كه در مجلس ايراد مي‌شود را سرلوحه امور خود قرار داده و بجاي عافيت‌جويي‌هاي مرسوم، چپاول و چريدن و در نتيجه لكنت‌زبان گرفتن در برابر صاحب‌منصبان، زبان به شكوه و انتقاد از آنها بگشايند.
اعلمي تصريح كرد: ضد انقلابيون درون حاكميت نيز خود بخوبي بر اين امر واقفند كه اگر اين تنها تريبون ملت بدست نمايندگان واقعي مردم بيفتد. آسايش آنها سلب خواهد شد، لذا بي‌سبب نيست كه برخلاف اصل 62 قانون اساسي كه مقرر مي‌دارد مجلس شوراي اسلامي از نمايندگان ملت كه «به طور مستقيم» انتخاب مي‌شوند تشكيل مي‌گردد را به انتخابات دو مرحله‌اي و غير مستقيم مبدل مي‌كنند تا با گزينش افراد دلخواه 12 نفر منصوب حاكميت، دامنه انتخاب مردم به دايره تنگ برگزيدگان اوليه شوراي نگهبان محدود شود و بدينوسيله هر كه در اين دير مقربتر است جام بلا بيشترش مي‌دهند و به بهانه‌هاي واهي نظير عدم اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام و حتي قانون اساسي، مهر باطل شدبرپيشاني مي‌زنند، تا مبادا كسي بر رفتارهاي ضد انقلابي رايج آنان و انحرافاتي كه در انقلاب ايجاد شده است آگاه كشته و خرده بر آنان بگيرد! و اين همان تفكري است كه ابوذر را بر برنتابيده و به ربذه تبعيدش مي‌كند؟ اعلمي در پايان نطق پيش از دستور خود در مجلس گفت: تاريخ گواهي مي‌دهد كه اگر در انقلاب فرانسه روبسپير، دانتون را كه همچنان در اصول اوليه انقلاب و آزادي پافشاري مي‌كرد، به شوراي گيوتين فرستاد تا به عنوان ضد انقلاب سرش را تيغ‌هاي بي‌رحم گيوتين از تن جدا كند، به نظر مي‌رسد شوراي نگهبان و حاميان آشكار و نهان آن اين مسئوليت را بر عهده گرفته‌اند تا نيروهاي انقلاب را كه به تحقق نظام معهود اسرار مي‌ورزند با برچسب ناچسب مخالف اسلام و نظام از صحنه خارج نمايند.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت20:33توسط میرمحمداعلم الهدا |
سال نو مبارک

سال نو برای همه اون هایی که می بیننش مبارک باد.سال همیشه برای کسانی نو می شود که نو شدن را تجربه می کنند و برای نو شدن و تازه ماندن تلاش ،سال نوی تو زود تر از ساعتی که نوشتی آمددرهرحال سال و لحظه نویت مبارک!

انشاالله  سال جدید ، برای ملّت ایران سالی توام با  موفقیت و سر بلندی و پیشرفت باشد  .

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت12:33توسط میرمحمداعلم الهدا |